نفی حرام‌زادگی در تمامی فصول

نفی حرام‌زادگی در تمامی فصول  

نقد سطر به سطر بر مقدمه‌ای که خود را به متن تحمیل کرد 

 

در پی صدور بیانیه‌ی طرح مطالبات دانشجویان کُرد که به نام “اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کُرد” از سوی خبرگزاری ‌دیده‌بان حقوق بشر کردستان انتشار یافت، نوشتاری را در نقد بیانیه‌ی مذکور به امضای “جمعی از فعالان دانشجویی کُرد دانشگاه‌های تهران” دریافت نمودیم که در توضیح آن تأکید شده است نقد آنان نه بر مطالبات مطرح شده از سوی “اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کُرد” که بیان کننده خواست‌های ملت کُرد و مورد تائید ما به عنوان “جمعی از فعالان دانشجویی کُرد دانشگاه‌های تهران” نیز می‌باشد، بلکه انتقاد ما بر مقدمه‌ی این بیانیه است که خود را بر متن تحمیل نموده و هیچ‌گونه سنخیت محتوایی با مطالبات مطرح شده در بیانیه ندارد. لازم به ذکر است انتشار متن‌های فوق در شکل بیانیه و انتقادیه در سایت انسانیت به عنوان پایگاه اطلاع رسانی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در چهارچوب تعهد و وظیفه‌ی اطلاع رسانی صورت می‌پذیرد و به معنای تائید یا رد نظرات ارائه شده و موارد مطرح شده در متن‌های مزبور نمی‌باشد.

 

 

سیستمی که سازنده‌ی زباله‌دان خود است اثباتاً نمی‌تواند خالق گزاره‌ای باشد برای رهایی، مگر آن‌که ما معنا دهنده‌ی آن باشیم؛ تاریخ گواهی بر این مدعاست. در منظر هر سوژه‌ی آزادی خواهی هر لحظه و در هر فصل می‌تواند تنفس‌گاهی طبیعی و فوریتی باشد برای گذار از ابژگی، تا فرصت ثانیه‌ها التهاب و ولع او را فصل زده ننماید.

 

 

مطلوبات اعاده شده در نوشتار مورد نقد نه اکتشافات نویسنده که خواسته‌های توده‌ی شعورمندی است که همگام با نخبه‌اش سال‌هاست آن را فریاد می‌زند، و این حق اوست، که دیگ رادیکالیسم ظرف جوشانی است از مطلوباتی که آرمان همان توده است و هیچ‌گاه به ته نمی‌رسد، آنی که تازه سر از لاک درآورده فاقد خاطره و دچار فراموشی است. تاریخ ما پر از سوژه‌هایی است که ضرورت فرصت‌ها و فوریت لحظات، او را متکی به خود آفریده و بن مایه‌ی او حرکت و خروش است. جاذبه‌ی افق  سازنده‌ی مسیر و آفریننده‌ی سوژه‌های محافظ آفتاب است. امید ما افقی است که خود، سو دهنده به آفتاب است و بن بستی در کار نیست.

 

 

تمامیت خواهی و هتاکی بر دیگری محصول ذهن انحصارگر و عجولی است که دشمن آزادگی است. آنان لحظات تفکر را نشانه رفته‌اند و دیوانه وار و بدون شمارش به غیر از خود شلیک می‌کنند و تنها دنبال یافتن خردادی به امید دست یافتن به نمادی هر چند اندک از قدرتی در حد مبلمانی نه چندان گرم و اغذیه‌ای همیشه سردند. 

 

 

فارغ از هر خرداد و گفتمانی سرخ رویان همیشه سرخند چون افق آن‌ها خون سرخی است که در این راه رهنمای‌شان است. ترس از دست دادن و یا به دست نیاوردن قدرت هم ندارند که زردی و اضطراب مشخصه‌ی آن است.

 

 

مسئول خالی ماندن صندوق‌ها اشتیاق به حذف از سوی ذهنیتی است که منکر تفاوت است و این ساری و جاری در اذهانی است که از قدرت به دور مانده‌اند و می‌پندارند که در نبود آن خزان و ویرانی است.

 

 

آبروی ما در حفظ آرمان‌های راه بندان است و نه صندوق‌هایی که هیچ هم با مسما نیست. سو سوی ستاره‌ها و چراغ‌های من و تو زینت بخش طی طریق ماست با این تفاوت که تو فقط در جوه‌زردان به یاد آن می‌افتی و من با لحظات زندگی‌ام عجین گشته؛ و تو سخت در اشتباهی؛ چرا که عمامه‌ی سفید شیخ تو هیچ شباهتی با عمامه‌ی آن نظامی چراغ به دست در آسمان پر ستاره‌اش ندارد. افق شیخت به حدی مه آلود و تنگ است که حتی نمی‌تواند یک وجب آن سوتر خود را ببیند و هیچ تضمینی در کار نیست.

 

 

ما به امید درخشندگی همه حال ستاره‌ها و رهنمود چراغ‌ها زنده‌ایم؛ عیبی بر آنان نیست؛ این آشفتگی و فلاکت‌باری ماست که قدرت درک شعور نور را نداریم و باری به هر جهت در دامان آنانی افتاده‌ایم که سال‌هاست فانوس به دست به کشتن چراغ آمده‌اند و دنبال منبع نورند. رگ و ریشه‌ی اجداد ما نه در خاک و خول که در تسلیم ناپذیری بوده و این خود خالق ستاره و چراغ است. معیار ما نیز برای جذابیت صندوق رای میزان انعکاس آرمان‌ها و افقی است که چراغ‌ها را به خاطر آن بر دار کرده‌اند و اینچنین آرمان انسانیت را کشته‌اند.

 

 

سوال تو به حدی ناشیانه است که فراموش کرده‌ای آن پلیس دیکتاتور هم‌دست راننده‌ای است که تو دل در گرو او داری و دقیقاً به همین خاطر است که جنین تو سال‌هاست از رشد افتاده و راننده‌ات تصدیق ندارد؛ یا شاید می‌دانی و گوش ناشنوایت صدایی آن همه هش را نمی‌شنود.

 

 

آرمان‌های انسانی در پستی و بلندی تاریخ همواره زنده مانده‌اند و راننده‌ی خردستیز تو رو در روی آرمان‌های انسانی دل سپرده‌ی ولایتی است که مشروعیتش را در آسمان‌ها می‌جوید نه در شعور انسان انتخاب‌گر. خود را خسته نکن که جنین تو به صورت طبیعی در حال نفس کشیدن است تنفس مصنوعی به کار جنین زمینی تو نمی‌آید و هیچ آژیری کارساز نیست.

 

 

تو خود توهم زده‌ای و در نهایت ناامیدی سراسیمه دنبال گودو می‌گردی. چرا مسئله‌ی شخصیتیت را به درون و بیرون نسبت می‌دهی، تو نه براندازی و نه دست انداز و نه پاانداز، کل هنر تو چشم اندازی ناشیانه از پایگاهی است که سخت آشفته و سست است؛ این فرافکنی برای چیست؟

 

 

زباله‌دان ـ معلق ـ اورژانس ـ تنفس مصنوعی ـ بن بست ـ آفتاب گردان ـ آخرین شعله‌ی امید ـ جو زدگی ـ خشکیدن ـ زرد شدن ـ خالی ماندن ـ خاموش ـ تناقض ـ بی‌حالی ـ چراغ قرمز ـ فوریت ـ توهم ـ ترحم ـ دلسوزی ـ دستبند ـ خزان ـ فرودست ـ صدقه ـ گدایی و بسیاری کلمات دیگر در متن تو کافی‌ست تا به ناامیدی و دل‌سپردگی تو به گودو پی برد، تو نه گدا که مرید گودویی. غافل از این‌که گودوی تو ناامیدتر و عجول‌تر از تو و به مانند تو در فضای انتخابات به حرف آمده و وعده‌هایی می‌دهد که در حد و قواره‌ی او نیست و تو را فریفته است.

 

 

گودوی هر آدمی خود اوست گودویی وجود ندارد مگر عزم و اراده‌ی انسان، و انسان‌های صادقی که صندوق‌های صادق می‌آفرینند، ماهیت صندوق نیز نه برای هژمون شدن فرادست یا فرودست، که جهت برابری انسان‌ها در حقوق و کرامت است گدای خود باش که هیچ گودویی در کار نیست و لذا هیچ گارانتی نیز پذیرفتنی نیست.

 

 

تو ژولیده‌تر از آنی که قابله‌ی کوچک‌ترین تحول باش، همچنان معیارت مدرک و منسب است، تئوری هم بلد نیستی و حتی فارغ از ایمان به قدرت ذاتی توده و خلقی. تو صرفاً پادوی بی پرایدی هستی که جو زده‌ی فضای ونکی؛ بی‌مصرف سبکی که فقط دود می‌کند.

 

 

آری تو در تپه‌ای و نسیم خوشی که وارد ستادی که فرادستان در تپه‌ی ونک به تو داده‌اند تو را فراموش کار کرده، چرا که د.ت.پ مخلوق ستاره‌ها و چراغ‌ها و اراده‌ی خلق و میراث جانفشانی و چپه شدن و هزینهیهاست. د.ت.پ خود خالق صندوقش بود و منتظر هیچ خردادی هم نماند بلکه هر لحظه برایی او در حکم خرداد بود.

 

 

آری سال دوازده ماه است هر ماه پر است از لحظه‌ها و هر لحظه فرصتی است جهت تلاش برای آزادی و پاسداشت آن.

 

 

امانت داری آرمان ستاره‌ها و چراغ‌ها در پاسداری از فلسفه‌ی وجودی راه آن‌هاست، می‌توانیم فانوس‌ها را دوباره نورافکن کنیم و تلالوء آن را تا سر حد درخشش ستارگان برسانیم، می‌توانیم خون را دوباره در رگ‌های خلق جاری سازیم، خود را از ناامیدی برهانیم، از پشت جبهه‌ی پرستش‌گران قدرت به در آئیم، پت پت را کناری نهیم و با تمام توان فریاد آزادی انسان را سر دهیم.

 

منبع سایت انسانیت

متن بیانیه اتحادیه را این جا بخوانید

درباره نويسنده

admin

نظر دادن

شما ميتوانيد از اين تگ ها استفاده كنيد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <blockquote cite=""> <code> <em> <strong>